سپیده کوتی

    ۱۳۵۵ کرمانشاه
    سپیده کوتی، شاعر، مترجم و ویراستار متولد سال ۱۳۵۵ در کرمانشاه است. او فعالیت‌های ادبی و تالیفی خود را از سال ۱۳۷۹ در زمینه‌ی تألیف مقاله و همکاری با دانشنامه‌ها شروع کرده است.
    از کتاب‌های منتشر شده‌اش تا کنون، ترجمه‌ی کتاب «بر قله‌های ناامیدی»، نوشته‌ی امیل چوران (فیلسوف رومانیایی) است که در سال ۱۳۹۶ توسط انتشارات پیدایش منتشر گردید. همچنین از وی در همان سال (۱۳۹۶) مجموعه شعری با نام «سایه‌ی خزنده‌ی اشیا»، توسط نشر حکمت کلمه روانه‌ی بازار کتاب شده است.

    مجله ادبی زاویه

     

     

    ●●●

     

    خورشید
    آرام‌آرام می‌غلتد
    به قعر دره‌ای عمیق
    گنگ می‌شود
    صدای کلاغ‌ها
    میان لکه‌های پراکنده‌ی نور
    زرد و نارنجی‌های
    به قارقار آمیخته

    ته‌نشین می‌شود
    صدای کلاغ‌ها
    در عمق
    در نور
    چند دقیقه‌
    بال‌بال بی‌صدا
    با میوه‌های کاج آویزان از منقار
    و برگ‌هایی رها
    سبکبال
    در اطرافشان

    کلاغ‌ها فرومی‌روند
    با لکه‌های پراکنده‌ی نور
    به عمق دره
    برگ‌ها
    شناور در
    تاریکی نورسیده
    پایین و پایین‌تر می‌روند

    هر غروب
    با چه اشتیاقی
    سقوط می‌کنم
    در جهانی
    که بوی پایان روز می‌دهد

    چیزی از مرگ پنهان است
    چیزی از نیستی

    با چه اشتیاقی می‌میرم
    در بازی نور و سایه

     

    ●●●

     

    از آزادی که می‌گفت
    با کلماتش
    انگشت اشاره‌اش
    مسیر نگاهش
    پرنده‌ای می‌کشید
    در فضا

    حرفش که تمام می‌شد
    پرنده
    ذره‌ذره فرومی‌ریخت
    با حروف هنوز معلق
    در اتاق‌های بسته

     

    ●●●

     

    دیروز ساکت بود
    بی‌حرکت
    در عمق سایه‌ای سرد
    اکنون
    صدای آوازش

    کدام واقعیت دارد
    پرنده‌ی مرده یا زنده؟

     

    ●●●

     

    پنج ساعتی از قرارمان گذشته بود
    وقتی فهمیدم
    زمان از کار نیفتاده
    فقط دیگر کسی منتظرم نیست

    تاریکی
    آرام‌آرام
    فضاهای خالی را پر می‌کرد
    صداها را گنگ
    و روزی دیگر را ناممکن

    پنج ساعتی از قرارمان گذشته بود
    نامت را به‌یاد آوردم
    و از یاد بردم

     

    ●●●

     

    ماهی‌گیرها
    بچه‌ها را از دریا می‌گیرند
    ماه را
    نان را
    شبی را
    که به قلابشان گیر کرده
    اما در سبدشان جا نمی‌شود

    ماهی‌گیرها
    صداها را از دریا می‌گیرند
    فریاد درهم‌پیچیده را
    چند حلقوم ورم‌کرده را
    برمی‌گردانند به دریا
    لنگه‌کفش سیاه و
    آخرین وداع را

    ماهی‌گیرها
    بچه‌ها را از دریا می‌گیرند
    قلب شکافته‌ی پدرانشان را
    درخشش نور را بر آب
    پنجره‌ی خانه‌هایی را که
    زمانی اجاقی در آن‌ها روشن بوده

     

    ●●●

     

    با آفتاب بی‌رمق کنار آمدم
    با روزهای بارانی
    اخبار دروغ
    چهره‌های عبوس

    با تبلیغات کنار آمدم
    با نان‌های رژیمی
    نوشابه‌های رژیمی
    آدم‌های رژیمی

    با ولخرجی کنار آمدم
    در مصرف واژه‌ی عدالت
    نوشته‌های سراسر تبلیغ عدالت
    با ناعادلانه‌ بودنِ
    عدالتِ تبلیغی کنار آمدم

    با تو هم کنار می‌آمدم
    اگر ذره‌ای واقعیت داشتی
    اگر فقط کلمه نبودی
    خالص و بی‌حضور
    بدون شکر
    بدون چربی
    بدون کافئین
    بدون گوشت، پوست، استخوان
    بدون حتی صدایی در دوردست

    آگهی ده‌ثانیه‌ای عشق

     

     

    سپیده کوتی

    مجله ادبی زاویه

ارسال دیدگاه

    تبلیغات متنی

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت مجله ادبی زاویه محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : شاهین مشایی