مجید زمانی اصل
    مرداد ۱۳۳۷، اهواز
    مجید زمانی اصل، به تاریخ ۲۸ مردادماه ۱۳۳۷ در اهواز دیده به جهان گشود و تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم ادبی ادامه داد.
    او نخستین دفتر شعر خود با عنوان «و عابری به جای من گریست» را در سال ۱۳۵۸ منتشر کرد. و تا کنون علاوه بر دریافت جوایز نخستین و سومین دوره‌ی جشنواره شعر فجر، در مراسم‌های متعددی مورد تجلیل قرار گرفته است.  زمانی اصل علاوه بر سرایش شعر، دستی نیز در ترجمه، نقد، بازسرایی و مقالات ادبی دارد که از آن جمله می‌توان از نزارقبانی، احمد مطر، محمود درویش، لورکا، ریتسوس، احمد شاملو، ادنیس، پابلو نرودا، گابریل گارسیا مارکز و… نام برد که وی از آن‌ها و درباره‌ی آنان در مجلات، فصلنامه‌ها و روزنامه‌های گوناگون به چاپ رسانده است. از دیگر دفترهای شعر او می توان «خوابی در آینه»، «مزامیر پیاده رو»، «من از عشیره‌ی سوسن‌های‌ام » ،«چکامه‌های پنجاه سالگی»، «شاعر پیاده‌رو»، «اشعار وحیانی در اتاق زیرشیروانی» را نام برد. همچنین از او به تازگی کتابی با عنوان «امضای خورشید بر جلد بلوط» توسط انتشارات سوره‌ی مهر انتشار یافت که شامل مجموعه هایکوهای سروده شده‌ توسط وی می‌باشد.

     

    مجله ادبی زاویه

     

     

    هایکوهای بهاری

     

    《رود خدای قهوه‌ای رنگ است》
    تی. اس. الیوت

     

    تمام گورستان‌های روستاها
    خُسبیده‌اند در آغوش خدای قهوه‌ای رنگ –
    سیل بهاری

    ●●●

     

    گسل گسل
    عین گیسوی قجری‌ها –
    رانش زمین در بارش‌های بهاری

    ●●●

     

    بعدِ سیل
    در چشم‌های خیس-
    اشیاء خانه پر از حرف‌های دیدنی!

    ●●●

     

    تک پای پوشی بهارانه
    عروسک در آغوش کودکی مُرده –
    در گل‌و‌لای سیل

    ●●●

     

    فقیرتر از ماه بهاری
    در عزلتی دریایی-
    روح مادران مُرده!

    ●●●

     

    تا اشک‌ها هیچ به چشم
    در کاسه‌های خالی بخواب کمی گریه!-
    فقر بهاریِ مردم

    ●●●

     

    درین باران بهاری
    کجا بیتوته کرده‌اند؛-
    با عطر آسمانی به بال‌ها پروانه‌ها؟

    ●●●

     

    گلتاج‌های باران بهاری
    این بار زیبا نبودند؛-
    کنار اجساد از سیل

    ●●●

     

    رودخانه‌ی بهاری
    به دق‌الباب منازل ساحلی آمده!-
    مهمان، مرگ است!

    ●●●

     

    چه خوب!
    بعدِ سیل بهاری-
    یکی تکه‌های نان گذاشته برای گنجشک‌ها

    ●●●

     

    کنار دکمه‌ی پیراهنم
    دمی نشست رفت؛-
    قاصدک بهاری

    ●●●

     

    برای بریدن سکسکه‌ی فرشته‌ای
    خداوند آفرید؛-
    مُشتی پروانه!

     

     

    مجله ادبی زاویه

ارسال دیدگاه

    تبلیغات متنی

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت مجله ادبی زاویه محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : شاهین مشایی