
جناب آقای “عبدالرضا رضایینیا”، در بخشی از یادداشتِ خود دربارهی مجموعهی تازهی آثار شاعر ارجمند “م.موید” به نام “کارهای شعری” -نشر فرهنگ ایلیا، چ اول ۱۳۹۶، رونمایی شده در نمایشگاه بینالمللی کتاب ۱۳۹۷- نوشتهاند:
«…من به سهم خود در مقالهای مفصل در کتابِ تازه انتشاریافتهی «درنگ تماشا» به چند و چونِ شعر او پرداختهام.
چندسال پیش، منتقد ارجمند جناب «احمد میراحسان» نیز کتابی با نام «عبور از ماوراءالطبیعهی زبان» در تحلیل شعر «م. مؤید» نوشت که متأسفانه تا کنون منتشر نشده و تنها فصلی از آن کتاب، همانسالها در مجلهی کارنامه به چاپ رسید.»
بنابر اطلاعات من باید نکاتی را به این اشارهی جناب رضایینیا افزود تا کامل شود. “احمد میراحسان” بعد از “اسمعیل نوریعلاء” که در “صور و اسباب شعر فارسی” اشاراتی به شعر “م.موید” داشتند، مقالات متعددی دربارهی ارزشهای ویژهی شعر “م.موید” انتشار دادند و برای اولینبار بعد از انقلاب، در سال ۱۳۶۹ مقالهای ویژه در هنر و ادبیات گیلان “کادح” دربارهی شعر “م.موید” منتشر کردند؛ تا جایی که به یاد دارم به نام “شاعر آوانگارد شیعه”. همانوقت و همانجا نیز دربارهی شعر “بیژن نجدی” مقالهای به چاپ رساندند که هر دو نوشته بس اثرگذار و اولین بررسی شعر شاعران مذکور بوده است. در آن مقاله بود که با رجوع به تجربههای شجر و مطر در شعر فارسی و سپس تاثیر آن سبک بر شعر تصویری و کانکریتها و کالیگرامهای آپولینر، از این تکنیک در شعر معاصر حرف زد البته پیش از آن نیز در سال ۱۳۵۱ در مجلهی “زمان” طی مقالهای در نقد “طنین در دلتا”ی “طاهره صفارزاده” دربارهی ادغام گرافیک و شعر بررسی مبسوطی انجام داده بود، که سرچشمهی تجربههای تصویری شعر دههی هفتاد و هشتاد یعنی اشعار کسانی مثل “مهرداد فلاح” و “علیرضا پنجهای” شد که هر دو از شاعران گیلانی هستند. البته ایشان خود انبوه شعرهای تصویریاش را در همان سالها مثل مجموعههای دیگر منظوم و منثورشان منتشر نکردهاند. اما پس از آن، مقالات متعددی از جمله مقالاتی در “کارنامه”، “همشهری”، “جام جم”، “پگاه”، “فصل شعر”، به شیوهی هرمنوتیکی مدرن در تفسیر و بررسی و تحلیل شعر م.موید (محمدحسین مهدوی) به چاپ رساندند.
آن نوشتهها در نقد شعر ایران، چهارچوب تئوریک ویژه و بیسابقهای دارند. اما دربارهی “عبور از ماوراءالطبیعهی زبان” در گفتگویی شفاهی ایشان خود متذکر شدند، عدم انتشار آن مقاله که تفسیری ساختارزدایانه در بررسی شعر “م.موید” با بهره از نظرگاه دریدایی و همگرا با “گراماتولوژی” و “نوشتار و تفاوت” است به سبب کوتاهی خود نویسنده بوده است. توضیحِ “راحا محمدسینا”(احمد میراحسان) آن است که «با سرایش یک شعر -ولو رها کردنش در هوا- و نوشتن یک قصه و مقاله و یا آفریدن یک فیلم مستند، لذت آفرینش برای او تمام و کمال است و علاقهای به رتق و فتق امور نشر ندارد برای همین دهها کتاب شعر، مقالات تئوریک و نقد فیلمشان رها شدهاست زیرا بردباری در کار مجوز و نشر و… از ایشان ساخته نیست، ولو پاکنویس مطالب؛ که همهی آثارشان را یکباره مینویسند.»
گفتنیست من نیز مدتیست سرگرم نوشتن پایاننامهای هستم با موضوع “بررسی سیر تحول کارکرد صدا در شعر معاصر (با تاکید بر اشعار نیما و شاملو/براهنی و م.موید)” که آقای “احمد میراحسان” مشاور این پایاننامه در مقطع کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی هستند. بنابراین با توجه به گرداوری مطالب، کتابها، مصاحبهها و… لازم دیدم تا نکات و اسنادی را هرچند کوتاه در این باب مکتوب گردانم.
مهدی مهدوی – لاهیجان ۱۳۹۸/۲/۱۰