غلامرضا بروسان

    زادروز: ۲۲ آذر ۱۳۵۲ مشهد
    بدرود: ۱۴ آذر ۱۳۹۰ قوچان
     مجله ادبی هنری زاویه

     

    دانلود رایگان کتاب  یک بسته سیگار در تبعید، رضا بروسان 

     

    تنهایی در اتوبوس چهل و چهار نفر است
    تنهایی در قطار
    هزار نفر

    به تو فکر می‌کنم
    در چشم‌های بسته‌ آفتاب بیشتری هست
    به تو فکر می‌کنم
    و هر روز
    به تعداد تمام دندان‌هایم سیگار می‌کشم

    ما چون بارانی هستیم
    که همدیگر را خیس می‌کنیم.
    ●●●
    دربه‌دری در من بود
    نه در قطاری که می‌رفت و می‌آمد
    ●●●
    هر روز چیزی را به چیز دیگری تشبیه می‌کنم
    و باعث خوشحالی اشیاء می‌شوم.
    ●●●
    تابستان می‌آید
    و درخت توت حیاط را شیرین می‌کند.
    ●●●
    با من حرف بزن
    مثل یک پیراهن نارنجی با روز
    مثل وقتی که ابر
    صرف شستن یک سنگ می‌کند.
    مثل وقتی که صرف همین شعر می‌شود

    با من حرف بزن
    مثل یک بازی در وسط تابستان
    و به چیزی فکر نکن
    و به چیزی فکر نکن

    می‌دانم
    زمین گرد است
    و جاذبه
    در پای درختان سیب بیشتر است.

ارسال دیدگاه

    تبلیغات متنی

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت مجله ادبی زاویه محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : شاهین مشایی